معاون وزیر خارجه: تحلیل رهبران حماس درباره مسائل سوریه با برخی ابهامات و شتابزدگی همراه بود
عبداللهیان گفت: گاه آمریکایی ها برخی سیگنال هایی را در این حوزه میدهند که آخرین مورد را هم آقای رایان کراکر سفیر سابق ایالات متحده در عراق مطرح کرد که الان زمان مذاکره ایران و آمریکا در مورد سوریه فرا رسیده اما جمهوری اسلامی ایران تاکنون هیچ تصمیمی در این باره نگرفته و ما معتقدیم مسئله سوریه با داشتن ابعاد مختلف منطقه ای و بین المللی باید در داخل سوریه حل و فصل شود.
به گزارش حیات، بدون شک بعد از پرونده هسته ای، آن چه این روزها بیشترین نگاه ها را در سیاست خارجی جمهوری اسلامی به خود جلب کرده موضوع سوریه و بحران در این کشور و نیز تحولات بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقاست . دکتر حسین امیر عبدالهیان با کوله باری از تجربه در زمینه دیپلماسی منطقه عربی – خاورمیانه که در مدت مسئولیت در سفارت کشورمان در بحرین، حضور در عراق و مدیر کلی خلیج فارس وزارت خارجه به دست آورده امروز سکان معاونت عربی و آفریقای این وزارت خانه را در دست دارد و عملاً سنگین ترین کار در حوزه سوریه و کشورهای متاثر از تحولات بیداری اسلامی را او و همکارانش در این بخش انجام میدهند.در آخرین روزهای سال به دفترش در ساختمان قدیمی وزارت خارجه رفتیم تا گفت وگویی صریح و چالشی با او داشته باشیم. مرد همیشه خوش روی وزارت خارجه که همواره در اوج کار و خستگی هم او را با لبخند دیده ام به سوالات شفاف و به قول خودش گزنده خراسان پاسخ داد.انتقادی در جامعه نسبت به رفتار دیپلماسی و رسانه ای جمهوری اسلامی در قبال تحولات سوریه وجود دارد که چرا نسبت به سایر قیام های منطقه خاورمیانه با تأخیر وارد بحث سوریه شد و در حقیقت چه تفاوت هایی میان جریان های اعتراضی در منطقه دیده شد که چنین رفتار متفاوتی را نیز از ایران شاهد بودیم؟امیر عبداللهیان در گفتگو با ویژه نامه نوروزی خراسان گفت:در مورد سوالتان یک چالشی با شما دارم و آن این که مسئله سوریه همزمان با تحولات دیگر خاورمیانه و شمال آفریقا نبود. اگر شما مقایسه ای داشته باشید با تحولات تونس، مصر ، بحرین ، یمن و لیبی مشاهده میکنید که تقریبا مردم همه این کشورها در یک فاصله یک تا 2 هفته ای به صورت دومینو شروع به اعتراضات گسترده کردند اما در سوریه حدود 3ماه بعد از شروع تحولات در منطقه شاهد اعتراضات بودیم .با این مقدمه اگر ما واکنش مناسبی به این معنا که مشابه سایر کشورهای منطقه نشان دادیم در مورد سوریه نداشتیم به دلیل این است که اولاً اصلا ماهیت تحولات تا حد زیادی متفاوت از آن چیزی است که در کشورهای اسلامی دیگر اتفاق افتاد ، ثانیاً اتفاقاً برخی طرف های مقابل داشتند سوریه را طوری مهندسی میکردند که با مهندسی نوعی خیزش و به اصطلاح حرکت مردمی بتوانند جریان حرکت هایی را که در خاورمیانه و شمال آفریقا ایجاد شد از مسیر اصلی و طبیعی خودش منحرف کنند.مسئله سوریه آن قدر پیچیده و از مهندسی در هم تنیده ای از سوی طرف های مقابل برخوردار شده بود که بدون هیاهو و بدون این که کار رسانه ای انجام شود باید کار محتوایی جدی در آن جا انجام می شد چرا که سوریه به لحاظ حضورش در محور مقاومت و به عنوان کشوری که ما به هیچ وجه دوست نداشته و نداریم که قطره خونی از یکی از طرفین درگیری در آن جا ریخته شود و کشتار را از هر دو طرف قبول نمیکنیم برای ما اهمیت داشت؛ در عین حال طرف های مقابل سوریه را تبدیل کرده بودند به مرکزی برای چالش در منطقه و فضا را به سمتی بردند که هرکس در سوریه برنده شود برنده کل سناریو در منطقه باشد و لذا آن چه دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در مورد سوریه انجام داد به نظرم یکی از منسجم ترین و قوی ترین کارهایی بود که انجام داده و نتیجه آن را شما الان میبینید.یعنی شما تاخیر در واکنش را رد میکنید ؟بله ما در انجام اقداماتمان تاخیری نداشتیم.حتی در حوزه رسانه و پوشش تحولات سوریه توسط صدا و سیما؟در حوزه رسانه ای هم معتقدم اقدامات به موقعی انجام شد اما پیچیدگی فضا به گونه ای بود که این تصورات و توهمات را میتوانست دامن بزند. شما ببینید طرف های مقابل اگر میخواستند مداخله گرایانه وارد نشوند اعم از آمریکا، فرانسه، انگلیس ، عربستان، قطر، ترکیه و ... باید فرصت میدادند؛ اگر ادعا داشتند در سوریه هم انقلابی در جریان است باید فرصت میدادند تا این انقلاب به همان شیوه تونس و میدان التحریر قاهره خودش را نشان دهد .اما این گونه نبود و سوال این جاست که چرا تحولات در سوریه با 3 ماه تاخیر شروع شد؟ و چرا وقتی شروع شد فرصت ندادند و به سرعت سوریه را وارد جنگ تروریستی کردند و سلاح به این کشور فرستادند؟ جواب اصلی این سوالات این است که ماهیت تحولات سوریه متفاوت بود و این ماهیت پیچیده ایجاب میکرد که در همه ابعاد کار سنجیده و دقیقی انجام شود چه در بخش دیپلماسی پنهان و چه در دیپلماسی آشکار و در این میان برای ما مهم بود که خروجی این تحولات مثبت باشد.به گذشته دورتر برویم. یکی از حرف های مخالفان این است که خاندان اسد 4دهه بر سوریه حکومت کرده و حکومتش هم ناشی از کودتای 1971حافظ اسد است پس مشروعیت ندارد .چرا جمهوری اسلامی از چنین حکومتی حمایت میکند و توقع رفتار دموکراتیک دارد؟اولاً روشن کنم که ما هیچ وقت نمیگوییم که سوریه هیچ مشکلی ندارد. حتماً سوریه هم مثل بسیاری از کشورهای عربی نیازمند اصلاحات است، حتماً نظام تک حزبی در سوریه به عنوان یک نظام سیاسی مورد تایید ما هم نیست و اصلاحات امری ضروری در آن کشور است اما شما وقتی از سوریه صحبت می کنید باید سوریه را در جهان عرب ببینید.در همین دنیای عرب کنونی کشوری است که اتفاقاً آن هم با کودتا روی کار آمده اما خیلی از طرف ها هم آن را به رسمیت میشناسند و با آن کار میکنند. اگر بخواهیم نظام های استبدادی ، توتالیتر و غیر دموکراتیک و کودتایی را نادیده بگیریم و روابط را با این نگاه تنظیم کنیم در جهان عرب کم نیستند از این نظامات و در نتیجه باید دروازه های روابط مان را با تعداد زیادی از این کشورها برای همیشه ببندیم.ثانیاً بالاخره با وجود پیشینه ای که برخی از این کشورها داشتند در مقطعی وارد فرآیند دموکراتیک شدند . در این میان یکی از شاخص های دموکراسی انتخابات است که ممکن است در بسیاری از این کشورها ظاهری از انتخابات اگرچه مهندسی شده هم باشد. اما در مورد سوریه فراموش نکنید که وقتی ما از این کشور صحبت میکنیم سوریه ای را میگوییم که در محور مقاومت است و در 8سال دفاع مقدس و حمایت های همه جانبه از صدام در کنار ما بود.سوریه ای که وقتی خیلی از کشورها در جریان جنگ های 33روزه و 22روزه و 8روزه در غزه یا سکوت کردند یا با محور آمریکا رژیم صهیونیستی و غرب همکاری داشتند بشار اسد با تمام مشکلاتی که به لحاظ اصلاح نظام سیاسی دارد با تصمیمی شجاعانه علناً به حمایت از مقاومت فلسطین و حزب ا... پرداخت و ما بدون شک نمیتوانیم این مسائل را در معادلاتمان نادیده بگیریم .اما الان صحبت از یک نظام سیاسی است که مردم مطالباتی داشتند که طرف های مقابل فرصت ندادند تا مردم مطالباتشان را مطرح کنند و حتی به بشاراسد هم که اصلاحات را شروع کرده بود و معرضان که میخواستند کار سیاسی کنند این فرصت داده نشد و سوریه را وارد یک جنگ تروریستی تمام عیار کردند. با این حال جمهوری اسلامی ایران معتقد است نه در سوریه بلکه در سایر کشورهایی که این تحولات صورت گرفته حتماً باید با الگوهای دموکراتیک باشد تا مردم در یک فضای آرام و به دور از خشونت فرصت انتخاب داشته باشند.این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند اما این که دیگران بخواهند دخالت کنند از نظر ایران قابل قبول نیست چه این مداخله در سطح منطقه ای باشد و چه در سطح بین المللی .در مورد سیاست ترکیه درباره سوریه چه نظری دارید؟من احساس میکنم ترک ها هم در رفتارشان و هم در دیدگاه هایشان هر چند کند و کم سرعت تغییر موضع داده اند و به سمت واقع بینی حرکت میکنند.برخی اخبار و پیشنهادها در مورد مذاکره مستقیم ایران و آمریکا در موضوع سوریه شنیده میشود . تا چه حد این اخبار صحت دارد و موضع کشورمان در این باره چیست ؟بله گاه آمریکایی ها برخی سیگنال هایی را در این حوزه میدهند که آخرین مورد را هم آقای رایان کراکر سفیر سابق ایالات متحده در عراق مطرح کرد که میدانید او رئیس گروه مذاکره کننده با ایران د رمورد عراق هم بوده و این ایده را مطرح کرده که الان زمان مذاکره ایران و آمریکا در مورد سوریه فرا رسیده اما جمهوری اسلامی ایران تاکنون هیچ تصمیمی در این باره نگرفته و ما معتقدیم مسئله سوریه با داشتن ابعاد مختلف منطقه ای و بین المللی باید در داخل سوریه حل و فصل شود.برخی حضور یا حضورنیافتن بشار اسد را خط قرمز جمهوری اسلامی در سوریه می دانند نظر شما در این باره چیست ؟ببینید براساس اطلاعات و مشاهداتی که ما داریم ممکن است در نظام سیاسی سوریه فساد سیاسی و اقتصادی وجود داشته باشد که قطعا مثل بسیاری از نظام های سیاسی وجود دارد اما د رمورد شخص بشار اسد من استناد میکنم به حرف یکی از اندیشمندان بزرگ جهان عرب که مایل نیستم نامش را ببرم که در ملاقاتی به من گفت اگر الان با وجود همه شرایطی که در سوریه گذشته انتخاباتی برگزار شود و بشار اسد یکی از کاندیداها باشد فارغ از درصد آرا قطعا پیروز انتخابات خواهد بود .جدا از نوع برخورد دولت با معارضه و اشکالاتی که در نظام سوریه وجود دارد آن چه به شخص بشار اسد در داخل اعتبار داده جایگاهش در محور مقاومت است . باید مسائل جهان عرب را از دید یک عرب دید و نقش یک رهبر عرب را در حمایت از مقاومت و تاثیرش بر روحیه مردم آن کشور بررسی کرد . مردم سوریه الان کجا هستند ؟ کسانی که در خیابان ها بودند و الان نفس های آخر را میکشند و گروه های مسلح مخالف کجا هستند؟مردم سوریه کجا هستند و چرا نمیآیند در میدان های بزرگ پایتخت مطالبات خودشان را بگویند ؟ چرا سوریه را وارد جنگ تروریستی کردند؟ چون این شناخت درست را از مردم سوریه داشتند که این مردم برخلاف مردم مصر و تونس و دیگران که یکی از دلایل خیزش آن ها احساس حقارت در برابر رفتار رهبرانشان با آمریکا و اسرائیل بود ، افتخار میکردند و این چیزی است که شما باید در داخل سوریه باشید تا با تمام وجود حس کنید.گروه های مخالف میدانند که مردم سوریه را نمیتوان با الگوی مصر علیه حکومت برانگیخت مگر این که یک جنگ تمام عیار در قالب ناتو یا ائتلاف بین المللی شروع شود که آن هم مشکلات خاص خودش را دارد و نتوانستند وارد این فضا شوند برای همین سعی کردند از طریق دیگر نیروهای مسلح را وارد کنند.مطلب دیگر این که همین الان بشار اسد خیلی راحت با خانوادهاش در رستوران با مردم غذا میخورد و این به خاطر نوع تعاملی است که در آن جا با مردم دارد .بله قبول داریم که آقای اسد در اصلاحات سیاسی تاخیر داشت ، او میتوانست از فرصت ها بهتر استفاده کند اما خیلی از رهبران عرب هم هستند که خطاهای بسیار بزرگ تری دارند و اگر قرار باشد یک رهبر جهان عرب یا اسلامی را به خاطر تاخیر در اصلاحات کنار بگذاریم باید خیلی از آن ها را برکنار کرد. پس برای ما بشار اسد همچنان به دلایل مختلف مناسب ترین گزینه در سوریه است اما این که مردم سوریه در یک فضای به دور از خشونت چه تصمیمی خواهند گرفت مورد احترام جمهوری اسلامی خواهد بود.یکی از حوزه های زیرمجموعه معاونت شما فلسطین است. چه رابطه ای بین این تحولات در سوریه و جنگ 8روزه درغزه میبینید؟اوضاع سوریه رژیم صهیونیستی را به خطای تحلیل واداشت به گونه ای که فکر کرد امروز سوریه در ضعیف ترین وضعیت خودش قرار دارد و اگر به غزه حمله کند میتواند آن را مقدمه حمله به لبنان قرار دهد اما واقعیت های صحنه نشان داد که برعکس بوده و تحولات حوزه بیداری اسلامی وضعیت مقاومت در منطقه را ارتقا داده است .واقعیت این بود که اگر در گذشته حملات رژیم صهیونیستی 22روز یا 33روز تداوم داشت الان به برکت بیداری اسلامی و با وجود طراحی پیچیده و مهندسی شده آمریکایی – صهیونیستی در قبال سوریه در کمتر از 10روز مسائل به نفع مقاومت پایان یافت حتی در جریان جنگ اخیر درغزه بر خلاف جنگ های 33روزه و 22روزه که آخرین شلیک ها را رژیم صهیونیستی انجام داد آخرین شلیک ها به سمت تل آویو و عمق استراتژیک اسرائیل توسط جریان مقاومت انجام شد.درباره همین بحث ما شاهد بودیم که ایران و گروه های جهادی به ویژه حماس بر سر مواضع ما در قبال سوریه به چالش برخوردند و زاویه پیدا کردند . این مسئله را چگونه ارزیابی میکنید ؟من باید در این جا دو نکته را بگویم . نکته اول این است که تحولات حوزه بیداری اسلامی به دلیل سرعت عمق و گسترهاش موج هایی ایجاد کرد که برخی از طرف ها در این مجموعه را دچار خطا در تحلیل کرد . شخصا معتقدم دوستان ما در حماس در قبال تحولات در سوریه دچار خطای تحلیل شدند اما به مرور با آشکار شدن بیشتر واقعیات و با نگاه به بازی خطرناک و کثیف طرف های مقابل در سوریه در هر گام واقع بینانه تر مسائل این کشور را دنبال کردند . این به این معنا نبود که حماس از سوریه جدا یا از مقاومت خارج شده بلکه رهبران حماس درک درستی از مسائل نداشتند. میخواهم بگویم برداشت و تحلیل آن ها با برخی ابهامات و شتابزدگی ها همراه بود.در مورد بحرین تلاشی هم داشته اید تا همچون سوریه گفت وگوهای ملی شکل بگیرد؟بله ما تلاش های مختلفی داشتیم برای این که همین کاری را که برای سوریه انجام دادیم به دلیل نگاه واحدمان بود. در ماه رمضان گذشته هم توافقی در حاشیه اجلاس سران سازمان همکاری اسلامی در جده شکل گرفت و پادشاه بحرین در دیداری که با وزیر خارجه ما داشت ایده های مثبت و سازندهای را برای گفت گوها ارائه داد و جمهوری اسلامی هم آمادگی خود را برای میانجی گری اعلام کرد تا در راستای طرح جامع سیاسی به حل و فصل مسائل برای جلوگیری از کشته شدن و سرکوب مردم بحرین و در عین حال تکمیل فرآیند اصلاحات در این کشور کمک کند .بسیاری از کارشناسان مصر را بزرگ ترین کشور الهام بخش عربی میدانند و در داخل ایران هم این انتظار بود تا پس از انقلاب در مصر تحول بزرگی در روابط ایران و مصر صورت گیرد . اما به نظر میرسد پس از 2 سال مصر مرسی آن چنان تمایلی به تغییر اصولی در روابط نداشته و شاید شاهدش همین ایجاد نشدن رابطه سطح بالا با کشورمان و یا سخنان مرسی در افتتاحیه اجلاس عدم تعهد در تهران باشد. ارزیابی شما در این باره چیست و چه افقی را برای روابط ایران و مصر پیش بینی میکنید ؟اولا من روابط موجود میان تهران و قاهره را روابطی بسیار خوب و در زمینه های مختلف رو به پیشرفت میدانم . دوم این که ما باید واقع بینانه هم نیمه پر لیوان و هم نیمه خالی آن را با هم ببینیم ، شما وقتی از روابط صحبت میکنید باید چند شاخص را در نظر بگیرید . عالی ترین شاخص سفر روسای آن کشورها به کشور مقابل است و من به عنوان کسی که خودم در اجلاس عدم تعهد دست اندرکار سفر مرسی به تهران بودم میدانم که مرسی جزو اولین کشورهایی که سفر خارجی انجام داد ایران بود یعنی بعد از عربستان و چین به ایران سفر کرد.اگر مرسی انگیزه ای برای سفر به کشورمان نداشت و توسعه ای در روابط دیپلماتیک احساس نمیکرد، ده ها توجیه داشت تا به تهران سفر نکند و با عذرخواهی، وزیر خارجه اش را بفرستد اما آمد و این یک شاخص عمده در روابط دو کشور است ضمن این که مرسی به گونه ای به تهران آمد تا در جلسه افتتاحیه عدم تعهد و سخنرانی مقام معظم رهبری حاضر باشد و این احترام و حضور به موقع و واگذاری ریاست به ایران هم نشان دهنده تحول در روابط است.نکته دیگر سفر رئیس جمهور ایران به مصر بود و مرسی در میان معدود روسایی که در فرودگاه به استقبالشان آمد برای احمدی نژاد هم همین کار را کرد و اولین دور گفت وگوهای روسای جمهور ایران و مصر هم در همان فرودگاه برگزار شد . پس با این شاخص میتوان گفت تحول در روابط ایجاد شده است. البته شاید شما نیمه خالی لیوان که ارتقا نیافتن روابط به سفیری هست مد نظرتان باشد اما باید بگویم که روابط ما به لحاظ جوهری به سفیری ارتقا پیدا کرده و تنها مرحله شکلی آن باقی مانده است .یعنی مرسی تنها چند هفته پس از رسیدن به ریاست جمهوری فرد جدیدی برای دفتر حافظ منافع مصر در تهران معرفی کرد که در جه سفیری داشت و گفته شد که هرگاه روابط دو کشور به سفیری رسید همین شخص سفیر مصر در ایران خواهد بود.یعنی الان مصر در ایران سفیر دارد و سفارتخانه های ما در تهران و قاهره نیز با وجود این که تابلوی دفتر حافظ منافع را بالای خود دارند اما با ظرفیت کامل 2سفارتخانه کار میکنند و وزیران خارجه گاهی در هفته 3یا 4بار تماس تلفنی با هم دارند.اما آیا روی مصر فشاری نیست؟ حتما هست اگر مسائل را واقع بینانه ببینید آن چه بین 2کشور در 2 سال گذشته روی داده چشم گیر است اما این که متناسب با ظرفیت های 2کشور و رهبران آن ها باشد خیر این گونه نیست.در همین سفر به مصر حاشیه هایی هم شنیده شد، از جمله بحث هایی که در الازهر روی داد یا تعرض به رئیس جمهور و .... به نظر میرسد برخلاف سخنان شما هنوز در داخل مصر گروه ها و افرادی هستند که چندان از ایران استقبال نمیکنند . در این موارد هم اگر توضیحی دارید بفرمایید.نشست رئیس جمهور با هیئت امنای دانشگاه الازهر قاهره قطعا یکی از نشست های به یادماندنی و یکی از ملاقات های سنجیده ای بود که انجام شد و طرفین در یک فضای باز حرف های خود را زدند و آقای رئیس جمهور هم این آمادگی را داشتند که بشنوند و در واقع با این نگاه نرفته بودند که حرف های کلیشه ای بزنند و بشنوند و بیرون بیایند. در عین حال ابهاماتی طرف مقابل داشت که هر دوطرف در مورد آن ها حرف زدند و در یک فضای منطقی به توافقاتی هم رسیدند که از جمله آن ها ادامه گفت وگوی علمای 2 کشور بود.اما در مورد این که شیئی پرتاب شد یا نشد باید توجه کرد که ما از مصری سخن میگوییم که مرسی وقتی 2ماه قبل میخواست برای قانون اساسی همه پرسی بگذارد جدای از این که عده زیادی شرکت نکردند ، آنها هم که آمدند همگی به قانون اساسی رای مثبت ندادند و قابل مقایسه با رای مثبت مردم ایران به همه پرسی جمهوری اسلامی در ابتدای انقلاب نیست.خود مرسی در انتخاباتی به پیروزی رسید که بیش از 40درصد مخالف داشت ضمن این که نباید فراموش کرد برخی کشورهای خارجی هم در منطقه یا فرامنطقه هستند که علاقه ای به نزدیک شدن ایران و مصر ندارند و آن را خطری برای نقشه هایشان در خاورمیانه و جهان اسلام میدانند .این را هم اضافه کنم که بالاخره روسای کشورها که برای بازدید به سایر کشورها میروند به اماکنی ورود و خروج دارند و آقای احمدی نژاد هم میخواست مرقد راس الحسین(ع) و حرم حضرت زینب(س) را زیارت کند و در شرایط مصر حتی به خود آقای مرسی هم ممکن است در چنین مراکز شلوغی تعرض شود . قطعا کسانی این اقدامات را انجام دادند که میخواستند این سفر مکدر شود و ما متوجه این هستیم که هر قدمی که برای بهبود روابط با مصر برمیداریم طرف های متعددی به صورت برنامه ریزی شده میخواهند کار را خراب کنند و این هم چاره ای ندارد.شبیه چنین سنگ اندازی هایی را در سفر آقای صالحی به مصر هم شاهد بودیمتقریبا 2 هفته قبل از سفر رئیس جمهور به مصر قرار شد وزیر خارجه سفری دوجانبه به مصر داشته باشد اما به محض اعلام این مطلب از طرف ما یک جمعیت تجزیه طلب موسوم به جبهه الاحوازیون هم اعلام کرد میخواهد سمیناری در قاهره برگزار کند. آن ها هدفشان این بود که ما اعلام کنیم در اعتراض به این نشست به مصر سفر نمیکنیم اما ما هوشمندانه از دولت مصر خواستیم تا این مسئله راجمع کند در نتیجه به هتلی که محل همایش بود اجازه برگزاری ندادند و برخی افراد دعوت شده را برگرداندند و در نهایت در یک خانه و با تعداد کمی این نشست انجام شد اما برد تبلیغی که به آن دادند بزرگ بود .واقعا هدفشان زیر سوال بردن سفرصالحی و جلوگیری از این سفر بود همان گونه که در سفر رئیس جمهور هم از هر ابزاری استفاده کردند تا سفر تحت الشعاع قرار گیرد اما ابعاد سفر دوجانبه رئیس جمهور به مصر قوی تر از سفر برای IOC شد و حتی اجلاس را تحت تاثیر خود قرار داد.